تبليغاتX
حرفه دل
پاییز یعنی فصل جدایی ها

زرد شدن روزهای یکایک امید

پاییز فصل سرد خاطره هاست

پاییز فصل غربت ماست

سلااااااااااااام

خیلی وقته اینجا نیمدم

اما اومدم

آخه این تنها دفتره مشترک ما دوتاست

نباید متروک بشه.....ما از هم جدا شدیم...پیش هم نیستیم

من دختر پاییزم...امسال باید تولدمو تنها بگیرم

عجب تولد تلخی خواهد شد

منتظرت می مانم

+ ?نوشته شده در پنجشنبه 11 مهر1387ساعت 0:17 توسط girl |

و دوشنبه روز وداع

+ ?نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت 16:16 توسط girl |

صبح پاشدم دیدم هوا ابریه

گفتم حتما بارون میاد

که اومد

خیلی قشنگ و رویایی

بارونو دوست دارم

تو بارون قدم زدن رو دوست دارم ولی نه تنهایی

بلکه با اون

بهم گفت بیا باهام قدم بزتیم تو بارون

وای

چه قشنگ

تا به حال با کسی زیر بارون قدم نزده بودم

هم واسم قشنگ بود و هم عاشقانه

لحظه به لحظش واسم قشنگ بود

چه بارون قشنگی

اون لحظه کلی حرف و درد و دل تو این دلم بود

ولی نیمیدونم چرا بیانش برام سخت شده بود اون لحظه

بارون همینطوری بارید و بارید و منو اون هم اکنون تنهای تنها

دوست دارم خیلی بنویسم

ولی نمیدونم احساساتی که درون من روی میده رو چطوری به زبون بیارمش

سخته

خیلی سخته

۱هفته دیگه بد ترین روز واسه منه

اونم نمیدونم چطوری بیان کنم که درکم کنین

هیچی نمیگم

حرفی نمیزنم

هیچ فکری نمیکنم

سعی میکنم تو خودم باشم

ولی تنها میشم

تنها

بی کس

تنهای تنها

خودمو خودم

همین

 

+ ?نوشته شده در یکشنبه 3 شهریور1387ساعت 17:31 توسط boy |

ساعت ۵ صبح بود ولی من هنوز توی تخت غلت می زدم

موهامو باز کردم

یهو غصم گرفت

موهای من خالی رویه بالش ریخته بود

بی آنکه دستهایی به موهام دست بکشه

هیچ دستی نبود تا اشکهای بی قرارمو پاک کنه

هیچ آغوشی نبود تا توش خودمو گم کنم

هیچ لبهایی نبود که با گرمیش صورته سردمو گرم کنه

هیچ صدایه قلبی نبود که باهاش آرامش بگیرم

تا بتونم بخوابم

 

خدایه من گناه من چیست که نمی توانم به او بفهمانم که اشتباه قضاوت کرده؟!

خدایه من گناه من چیست که نمی توانم به او بفهمانم که من اگر نبینمش دیوانه میشم؟!

خدایه من گناه من چیست که نمی توانم به او نشان دهم اشک هایه چشمم را؟!

خدایا می خوام اینارو بهش بفهمونم ولی اون حاضر نیست منو ببینه

من امروز منتظرتم

تنها ترم نکن

+ ?نوشته شده در دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 13:40 توسط girl |

بهت نمي گم که دوست دارم قسم می خورم که دوست دارم

بهت نمي گم هر چي بخواهي بهت مي دم

چون همه چيز من تويي

نمي خوابم که خوابت رو ببينم چون خيلي خوشتر از خوابي

اگر يک روز چشمات پر اشک شد و دنبال شونه اي گشتي تا گريه کني

صدام کن

قول نمي دم اشکاتو پاک کنم

منم باهات گريه مي کنم

اگر دنبال مجسمه سکوتي گشتي تا سرش داد بزني

صدام کن

قول مي دم ساکت بمونم

اگر دنبال خرابه اي گشتي تا نفرت رو در اون دفن کني

صدام کن

قلبم حالا خرابه وجود توست

اگر يک روز صدات کردم که بهت نياز دارم

بهم نگو کجايي ؟!

فقط يک لحظه چشماتو ببند بهم فکر کن !

Image and video hosting by TinyPic

سلام و کلي سلام به اوني که دوسش دارم

اوني که به پاش ميشينم

اوني که واسش ميميرم

اوني که ديوانه وار عاشقشم

درکش سخته ميدونم ولي چاره اي نيست

تو اين مدت خيلي چيزا فهميدم که فکرم در اين مدت مشغولش بود

من تو زندگيم خيلي چيزا ديدم آدمهاي مختلف

با اخلاقهاي مختلف با عقايد مختلف

تو اين دنياي بزرگ با اين همه تفاوت ها بين مردم خيلي سخته آدم بتونه جفت خودشو پيدا کنه

من نگشتم

نديدم

حس نکردم

ولي پيدا کردم

انتخاب کردم

عاشق شدم

آره عاشق شدم

عاشق کسي که ميدونم زندگيمو از اين رو به اون رو ميکنه

شکر از اين همه نعمت

فقط دوست دارم اينو بدونه که تا جون دارم

جونمو واسش ميذارم

همينو بس

 

+ ?نوشته شده در جمعه 4 مرداد1387ساعت 22:0 توسط boy |

  دستانت هر گونه که نوازش کند

                                و لبانت هرگونه که لبخند زند

                                                                              و نگاهت هر گونه که دلنشین باشد

                                                    دلم برای توست هر کجا که باشی

سلام خوبین؟! دلم هوای آپ کردن ، کرد

امروز تشیع جنازه هنرمند کشورمونو می دیدم ، به فکر مرگ افتادم ، یاده به دنیا اومدنو رفتن

 یاده بچه گیام افتادم ، چه دوران قشنگیه

به دور از هر دروغ ، به دور از آدم های ۲رو ، به دور از آدم هایی که هر روز خنجرشون تیزتر میشه

یه دنیایه ساده ، پاک ، معصوم دارن بچه ها

گریه ها شون بوی معصومیت فرشتگانو میده

خنده هاشون بوی بهشت

یه قلبه صاف دارن ، یه قلبه صیقلی ، یه قلب سپید

تا حالا از خودتت پرسیدی

کدوم یک از آدما تونستن همین طور بمونن؟!

کدومشون بدون اشتباه بودن؟!

کدومشون این قلبه پاکو نگه داشتن؟!

ولی مثل کودکی موندن هم سخته،تو این دنیایه بی رحم

مثل بچه ها طاقت قهر نکردن سخته

مثل بچه ها گریه کردن سخته

مثل بچه ها بخشیدن سخته

مثل بچه ها بی کینه موندن سخته

مثل بچه ها دروغ نگفتن سخته

و من از اینکه هنوز ماننده کودکیم خستم

خسته

خدا ، این دختر کوچولو طاقت دوری از عشقشو نداره

خدا ، قلبه این دختر کوچولو خیلی کوچیکه ، زود میشکنه

کمکش کن برای رسیدن به عشقش

خدا جونم ، این دختر کوچولو و پسر چشمشون به دستایه تو

بی جوابشون نذار

آمین

+ ?نوشته شده در یکشنبه 30 تیر1387ساعت 23:35 توسط girl |

 

یه کاری کن که میتونی یه خونه شو تو ویرونی


        از این بیشتر نپرس از عشق نمیدونم نمیدونی


تو این تقویم دل برده کسی اشکاشو نشمرده


        کجا دیدی که تنهایی غماشو با خودش برده


یه کاری کن از این بیشتر نیفتم توی غم اخر


        نزار شمع حضور من یه شعله شه تو خاکستر


نگو دوره نگو دیره نگو این قصه دلگیره


        یه عمری رفته از دستم نیای عشق تو میمیره

 

Image and video hosting by TinyPic

سلام

سلام به همه دختر پسرای گل

خوبین خوشین؟

با تابستون چه میکنید؟

ماهم خوبیم در کنار هم بیرون میریم باهم حرف میزنیم میگیم میخندیم

خوش میگذرونیم(به کوریه چشمه حسودا)

وقت آپم یه کم طول کشید.الانم نمی خواستم آپ کنم ولی اگه نمی کردم girl شاکی میشد

تو این چند روز یه چیزی رو خیلی خوب فهمیدم

اونم اینه که من طاقت اشکایه یه نفرو ندارم

آخه خيلي احساسي گريه ميکنه

منم حالم بد میشه خب

۱ماه دیگه بیشتر به تنها شدن من نمونده

خیلی سخته خیلی فکرش اذیتم میکنه وای به حال اینکه زمانش برسه

بالا خره باید منتظر این روز میموندم

به قول بزیا لاغر شدم باید چاق بشم

ديگه بگم که ........

همين ديگه...

ممنون وقتتو گذاشتي و آپمو خوندي

 

 

 

 

+ ?نوشته شده در جمعه 21 تیر1387ساعت 22:57 توسط boy |

دلم می خواهد اتاقی باشد

گوشه ای باشد،آتشی ، من باشم و تو...

تو و لبانت بی مقدمه از تمامی عشق های صادقانه شعر بگوید...

سلام سلام سلام

احولات؟! خوب بیدین؟!

ما هم خوبیم..

دیشب تا ۵ بیدار بودم...

خوابم نمی برد....

خیلی فکر کردم،به خیلی چیزا ، به خودم به boy به زندگیمون ، آیندمون....

boy منو خیلی دوست داره ، آیا من لایق این همه دوست داشتن هستم؟!

بچه ها من از شهریار (شاعر،اشتباه نکنین یه وقت)باید حتما کتاب غزلیاتشو هروقت اومدم بخرم

مخصوصا شعر حالا چرا

فردا روز مادر(زن)،این روزو به همه مادران گل و بانوان عزیز تبریک می گیم

boy امروز رفته برا مامانش کادو بگیره منم فردا باید برم بگیرم

کتاب خاطرات آدم و حوا رو خوندین؟! حتما بخونین خیلی قشنگه

این قسمته آخره کتابه:

چهل سال بعد :(چهل سال بعد ار آفرینش)

حوا : این دعا و آرزوی منه ، که با هم از این دنیا بریم - آرزویی که هیچ وقت از بین نمی ره وتا همیشه تو قلب هرزنی که همسرشو دوست داره باقی می مونه.آرزویی که تا ابد به اسم منه.به اسم حوا !

اما اگه باید یکی از ما زودتر بره،دعا می کنم که اون من باشم.چون اون قدرتمندو من ضعیف.وجود من برای اون به اندازه ی وجود اون برای من ضروری نست.زندگی بدون اون دیگه معنی نداره و نمی شه تحملش کرد.این دعا هم تا نسل من باقیه جاودانیه و از زبون تموم اونا که همسرشون رو دوست دارن تکرار می شه.من اولین همسر دنیامو تو آخرین همسر دنیا دوباره تکرار می شم.

پس از حوا ...

آدم : هرجا که او بود ، بهشت بود

به امید دیدار

+ ?نوشته شده در یکشنبه 2 تیر1387ساعت 19:40 توسط girl |

می دونی؟

یه اتاقی باشه گرمه گرم
روشنه روشن

تو باشی منم باشم

کف اتاق سنگ باشه سنگ سفید 

تو منو بغلم کنی که نترسم

که سردم نشه... که نلرزم اینجوری

که تو تکیه دادی به دیوار... پاهاتم دراز کردی

منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکیه دادم

با پاهات محکم منو گرفتی... دو تا دستتم دورم حلقه کردی

بهت می گم چشماتو می بندی؟
 
میگی آره. بعد چشماتو می بندی

بهت می گم برام قصه می گی؟ تو گوشم؟
 
می گی اره بعد شروع می کنی اروم اروم تو گوشم قصه گفتن
 
یه عالمه قصه طولانی و بلند که هیچ وقت تموم نمی شن

می دونی؟
...
می خوام رگ بزنم... رگ خودمو... مچ دست چپمو

یه حرکت سریع یه ضربه عمیق... بلدی که
؟
ولی تو که نمی دونی می خوام رگمو بزنم... تو چشماتو بستی... نمیدونی

من تیغ رو از جیبم در میارم... نمی بینی که سریع می برم... نمی بینی

خون فواره می زنه... رو سنگای سفید... نمی بینی که دستم می سوزه

و لبم رو گاز می گیرم که نگم اااخ که چشماتو باز نکنی و منو نبینی

تو داری قصه می گی

من شلوارک پامه... دستمو می ذارم رو زانوم
...
خون میاد از دستم میریزه رو زانوم و از زانوم میریزه رو سنگا

قشنگه مسیر حرکتش حیف که چشمات بسته است و نمی تونی ببینی

تو بغلم کردی... می بینی که سرد شدم... محکم تر بغلم میکنی که گرم شم

می بینی نا منظم نفس می کشم... تو دلت میگی آخی دوباره نفسش گرفت

می بینی هر چی محکم تر بغلم می کنی سرد تر میشم

می بینی دیگه نفس نمی کشم

چشماتو باز میکنی می بینی من مردم

می دونی؟

من می ترسیدم خودمو بکشم

از سرد شدن

از تنهایی مردن

ازخون دیدن

وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم

مردن خوب بود ارومه اروم

گریه نکن دیگه

من که دیگه نیستم چشماتو بوس کنم بگم خوشگل شدیاااا
 
بعدش تو همون جوری وسط گریه هات بخندی

گریه نکن دیگه خب؟ دلم می شکنه

دل روح نازکه... نشکونش خب...!؟
.
.
Image and video hosting by TinyPic
سلام خوبین؟ خوشین ؟
 
این مدت مارو ندیدین خوش بودین؟
 
چه خبرا چی کارا میکنین؟
 
ماهم خوبیم سلام میرسونیم به همه.
 
این داستان بالا خیلی قشنگ بود مگه نه؟
 
منو girl که خیلی ازش خوشمون اومد ولی آخرش بد تموم شد مگه نه؟
 
ولی در کل قشنگ بود.
 
راستی ۳هفته ای میشه ما آپ نکردیما ولی از این به بد دیگه زود به زود آپ میکنیم
 
ما هم این چند وقت همش پی این امتحانا بودیم که تمومید بالا خره
 
شما چی کارا کردین تو این مدت؟
 
ما امتهان دادیم  با هم بیرون رفتیم چند بار که خیلی خوش گذشت مگه نه girl ؟
 
دیگه بگم که کم کم باید شروع کنم که خودمو با تنهای وقف بدم چون داره وقت جدایی نزدیک میشه ولی
 
به قوله آجی مولود که دوری هم برای ما لازمه راستم میگه اینجوری بیشتر قدره همو میدونیم.
 
حرف که برای گفتن زیاد دارم ولی حال گفتن ندارم
 
جمعه باز قراره بریم بیرون باید خوش بگذره مگه نه؟؟؟
 
خوب دبگه زیاد سرتونو درد نیارم البته زیاد حرف نزدم طبق معمول
 
مواظب خودتون باشین
 
روزهای خوبی داشته باشین
 
بدرود
 
+ ?نوشته شده در چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 14:49 توسط boy |

سلام سلام سلام

احوالاته دوستانه عزیز؟!

اول یک خبر بد بدم؟! میدم ما دوتا تا ۲۳ خرداد نمی تونیم آپ کنیم ، چون امتحانامون شروع میشه و برامون دعا کنین که خوب بدیم امتحانامونو

دیروز با هم قرار داشتیم ، حالا از شانس خوشگلم یکی از دوستام گیر داده بود که تا دمه خونمون باهام میاد ، منم تا سر کوچمون باهاش رفتم ولی به بهانه ی خرید و با کلی کشته دادن پیچوندمشحالا بعد از ۱۵ دقیقه تاخیر رسیدیم ، ۱ ساعتی با هم بودیم ولی تو اون ۱ ساعت مامانم ۳بار زنگید که کجایی پاشو بیا خونه ! من موندم واسه چی اینهمه گیر میدن اه

۵شنبه هم جایه شما خالی با هم آب بازی کردیممممممممممممممممخیسه آبش کردم

انقدر حال داد که نگین

ولی امسال خیلی زود گذشت بچه ها ، خیلی زود گذشت ، کاش انقدر زود تموم نمی شد ، چقدر خاطراته رنگارنگ داریم ما توی امسال از خاطرات سیاه داریم تا سفید ولی خب همش رنگه عشقه

امسالم گذشت با همه ی خوبیاش ، امسال برام از همه ی سال های زندگیم بهتر بود چون نیمه ی گمشدمو پیدا کردم و فهمیدم که فقط با اون کامل می شم ..

تو را به جای تمام کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

                            تو را به جای تمام روزگارانی که نزیسته ام دوست می دارم 

                                برای خاطره عطر نان

                                           و برای نخستین گل

               و تو را به خاطره دوست داشتن دوست می دارم

                     و تو را به جای همه ی کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم

+ ?نوشته شده در یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 1:52 توسط girl |